خانه » سایر » حجم نقدینگی در ایران و کنترل آن با استفاده از سیاست های پولی
حجم نقدینگی در ایران و کنترل آن با استفاده از سیاست های پولی
حجم نقدینگی در ایران و کنترل آن با استفاده از سیاست های پولی

حجم نقدینگی در ایران و کنترل آن با استفاده از سیاست های پولی

آنچه از آن تحت عنوان حجم نقدینگی یاد می شود، عبارت است از مجموعه پول شامل سپرده ‌های دیداری بخش غیردولتی نزد بانک‌ ها و اسکناس و مسکوک در دست اشخاص و شبه پول شامل سپرده‌ های سرمایه‌ گذاری مدت ‌دار، سپرده‌ های قرض ‌الحسنه پس ‌انداز و سپرده‌ های متفرقه و در یک تعریف ساده، مجموع اسکناس و مسکوکات و منابع اعتبارات بانکی، مهم ترین اجزای تشکیل دهنده نقدینگی هستند

حجم پول

در یک تعریف رایج، حجم پول ( M1) برابر است با مجموع اسکناس و مسکوکات در دست مردم ( CU) و سپرده ‌های دیداری (DD ) .

M1= CU + DD

نقدینگی

تعریف دیگری که برای پول ذکر می ‌شود، تعریف گسترده پول یا حجم نقدینگی است. نقدینگی (M2) برابر است با مجموع حجم پول (M1) و شبه پول (T).

M2 = M1 + T

به عبارت دیگر نقدینگی، حجم پول نقد در خارج از سیستم بانکی است که قابلیت تورم زائی دارد بدین معنی که چنانچه حجم پول نقد بالا باشد قدرت خرید بالا رفته و باعث گران شدن کالا یا خدمات بیشتر از ارزش موجودشان می شود. حجم نقدینگی در یک اقتصاد باید متناسب با میزان تولید کالا و خدمات باشد. در غیر این صورت بدون تردید باعث تورم با رکود در تولید خواهد شد.

پایه پولی و تاثیر آن بر حجم نقدینگی

پایه پولی یکی از مهم ترین شاخص های پولی و مهم ترین جزء متغیر نقدینگی به شمار می آید که چون تغییرات آن به صورت چند برابری در میزان نقدینگی منعکس می شود، در مباحث پولی اهمیت بسیار دارد. به سخن دیگر، هر افزایشی در رقم پایه پولی، به اندازه بیش تری که معادل ضریب فزاینده پولی (ضریبی که قدرت افزایش حجم پول را بر اساس فعالیت بانک ‌های تجاری نشان می‌دهد. به تعبیر دیگر، نشانگر آن است که در ازای هر واحد پایه پولی، حجم پول چقدر تغییر می‌کند.) است، مایه افزایش چند برابری رقم نقدینگی می شود.

افزایش نقدینگی دو خاستگاه اصلی دارد: رشد پایه پولی که از راه کارکرد نظام بانکی و مکانیسم ضریب فزاینده پولی مایه افزایش نقدینگی می شود و تغییرات درونزای نقدینگی که برآمده از تغییر نهادهای پولی و بانکی و افزایش نسبت شبه پول به پول است.

کنترل حجم نقدینگی و سیاست های پولی

تزریق نقدینگی به اقتصاد یک کشور و کنترل و مدیریت آن از جمله مهم ترین وظایف بانک های مرکزی محسوب می شود. بانک های مرکزی برای افزایش یا کاهش حجم نقدینگی در اقتصاد از مجموعه متنوعی از روش ها استفاده می نمایند که تحت عنوان سیاست پولی نام گذاری می شود. در مورد معایب افزایش نقدینگی معمولا بحثهای زیادی صورت می گیرد و یک نگرش عمومی وجود دارد مبنی بر اینکه افزایش نقدینگی موجب تورم شده و برای اقتصاد مضر است.

اما آنچه به شدت تعیین کننده و مهم است، نحوه استفاده از تزریق است. جریان نقدینگی مناسب برای سلامت اقتصادی مفید است. آنچه که می تواند افزایش نقدینگی را از یک ویژگی مثبت به یک ویژگی منفی تبدیل نماید، استفاده نادرست از نقدینگی است. اگر نقدینگی تزریق شده به بازار به سمت مصرف بیشتر و کالاهای لوکس و تجمل گرایی و فعالیتهای سوداگرانه سوق یابد مخرب بوده و تورم زا است اما اگر نقدینگی به سمت فعالیتهای مولد سوق یابد نه تنها مخرب نیست بلکه مولد می شود.

از این رو لازم است به مقوله نقدینگی با نگاه متفاوتی توجه شود. وجود نقدینگی در اقتصاد از نگاه خرد به این معنی است که اگر این نقدینگی در اختیار بنگاههای اقتصادی و کسب و کارهای مولد قرار گیرد، اشتغال و سرمایه گذاری را افزایش داده و به نوبه خود موجب توسعه و پیشرفت می گردد. نقدینگی از منظر مالی یک نوع دارایی است اما از نوع داراییهای جاری. داراییها بطور کلی به دو گروه داراییهای جاری و غیر جاری طبقه بندی می شوند. داراییهای جاری داراییهای هستند که انتظار می رود در دوره کوتاه مدت تغییر شکل دهند. بهر حال بخش قابل ملاحظه ای از داراییهای غیر جاری نیز از طریق تبدیل وضعیت داراییهای جاری و وجوه نقد ایجاد می شوند.

حجم نقدینگی در ایران

در ایران بخش بزرگی از رشد نقدینگی ناشی از رشد پایه پولی بوده است. کنترل پایه پولی نیازمند تعامل جدی دولت و بانک مرکزی است،چرا که درشرایط فعلی بخش عمده ای از پایه پولی از طریق تعامل دولت و بانک مرکزی ایجاد شده است. شواهد نشان می دهد در زمانهایی که خالص دارایی خارجی بانک مرکزی بعنوان یکی از منابع پایه پولی رشد بالایی داشته است،معمولاً استقراض از بانک مرکزی و نیز مطالبات بانک مرکزی از بانکها رشد کمتری داشته است چرا که در این زمان ها معمولاً به دلیل وفور درآمدهای نفتی دولت، نیازی به استقراض از بانک مرکزی وجودنداشته است.برعکس در زمانهایی که درآمدهای نفتی کاهش می یابد و رشد خالص داراییهای خارجی بانک مرکزی نیز اندک است استقراض دولت از بانک مرکزی و مطالبات بانک مرکزی از سایر بانکها افزایش یافته است.

در منطق مدیریت مالی برای تحلیل وضعیت نقدینگی از نسبت وجه نقد به کل داراییها استفاده می شود در نتیجه، رقم نقدینگی مذکور و حتی افزایش آن در صورت مدیریت صحیح می تواند موجب رونق اقتصادی شود. چنانچه دولت و بانک مرکزی قصد کنترل پایه پولی را در سایه تحریم و کاهش درآمدهای برآمده از صدور فرآورده های نفتی داشته باشند، باید خالص مطالبات بانک مرکزی از بخش دولتی و مطالبات بانک مرکزی از بانک ها را سخت کنترل کنند.

در این صورت است که می توان انتظار داشت رشد متغیرهای پولی و بویژه پایه پولی در حدی معقول کنترل شود و نرخ تورم نیز در پی آن کاهش یابد. براساس تجربه جهانی کنترل تورم معمولاً نیازمند یک چارچوب سیاستی هدف گذاری تورمی برای مهار سیاست پولی است. از دیگر سو، بانک مرکزی و دولت می توانند با هدف گذاری نرخ رشد پایه پولی، تا حد زیادی نرخ تورم را کاهش دهند.

 

کد تخفیف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*