خانه » سایر » پدیده رکود تورمی ، پیامدها و تاثیرات آن در اقتصاد ایران
پدیده رکود تورمی ، پیامدها و تاثیرات آن در اقتصاد ایران
پدیده رکود تورمی ، پیامدها و تاثیرات آن در اقتصاد ایران

پدیده رکود تورمی ، پیامدها و تاثیرات آن در اقتصاد ایران

رکود تورمی به وجود همزمان تورم (افزایش فزاینده قیمت‌ ها در دوره های مختلف زمانی) و رکود اقتصادی (دو دوره سه ماهه پیاپی رشد منفی تولید ناخالص داخلی در اقتصاد یک کشور) اطلاق می‌شود.

ریشه‌ های رکود تورمی در عمق یک اقتصاد نهفته است. نظر به وابستگی زنجیره وار کاهش مدام نرخ رشد اقتصادی یک کشور با کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات مختلف، ورشکستگی یا تعطیلی بسیاری از واحدهای تولیدی، بیکار شدن تعدادکثیری از مردم، کاهش قدرت خرید و درآمد مردم که خود زمینه‌ ساز کمتر شدن مصرف در دوره‌ های بعدی و کاهش بیشتر نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در بازار می شود، رکود تورمی که در آن اقتصاد با کاهش نرخ رشد مواجه است، منجر به مشکل بیکاری نیز دراقتصاد خواهد شد.

در رکود بزرگ سال ۱۹۳۰، جان ‌مینارد‌ کینز با ارائه راه‌ حل موفقیت آمیزش مبنی بر اعمال سیاست ‌های انبساطی، توانست اقتصاد را از سراشیبی رکود نجات دهد. در دهه ۷۰ میلادی دوباره اقتصاد دچار رکود شد. دولت‌ مردان و مقامات مجددا راه ‌حل کینز را انتخاب کردند، درحالی که شرایط اقتصادی آن زمان به طور کلی متفاوت از رکود دوره قبل بود. اما نتیجه اصلا آن چیزی نشد که در دهه ۳۰ اتفاق افتاد. لذا در این زمان برای نخستین بار پدیده رکود تورمی در سطحی گسترده، اکثر کشورها را دربرگرفت.

تجربه رکود تورمی در دنیا

بر اساس داده‌ های تاریخی، وقتی نرخ بیکاری پایین است، تورم بالا می ‌رود و وقتی نرخ بیکاری بالا باشد، تورم سیر نزولی دارد. در دهه‌ ی ۱۹۶۰، بانک مرکزی بر این باور بود که رابطه‌ ی معکوس بیکاری و تورم همیشه پایداراست. در نتیجه تصمیم گرفت از سیاست پولی خود برای بالا بردن تقاضای محصولات و خدمات و پایین نگه داشتن بیکاری استفاده کند. به اعتقاد اقتصاددانان بالا بردن نرخ تورم، تنها راه برای برقراری تعادل بود. متأسفانه، آنها مرتکب اشتباه شده بودند. نتیجه ‌ی پایین بودن غیر طبیعی بیکاری در دهه ‌ی ۱۹۶۰ پدیده ‌ای به نام مارپیچ قیمت- دستمزد (wage-price spiral) بود.

دولت برای بالا بردن تقاضا به تزریق پول پرداخت که همین باعث بالا رفتن قیمت‌ ها شد. کارگران در برابر افزایش قیمت‌ ها (تورم) انتظار داشتند دستمزدها نیز متناسب با قیمت‌ ها افزایش پیدا کند. برای مدتی، کارفرماها دستمزدها را افزایش دادند، اما سرعت تورم بیشتر از افزایش دستمزدها بود. کارگران دیگر تمایلی به مشاغل کم‌ درآمد نشان ندادند و میزان بیکاری حتی با ادامه افزایش تورم بالا رفت. اقتصاددانی به نام میلتون فریدمن (Milton Friedman) یکی از اولین افرادی بود که رکود تورمی دهه‌ی ۱۹۷۰ را پیش‌بینی کرد. فریدمن متوجه شد بانک مرکزی قدرت فوق ‌العاده‌ای در افزایش یا کاهش تورم دارد. از نظر فریدمن، تورم زمانی اتفاق می‌ افتد که بانک مرکزی اجازه دهد پول زیادی وارد گردش اقتصادی شود. فرمول او برای تورم ساده بود: پول بیش از حد، نادر شدن کالاها را به همراه می ‌آورد.

راه های مقابله با رکود تورمی در ایران

مهم ‌ترین راه‌حل ‌های مقابله با رکود تورمی در ایران می‌تواند انضباط مالی دولت از طریق تنظیم صحیح بودجه و اجتناب از تداوم بیشتر کسری بودجه، کنترل و کاهش هزینه‌ های جاری دستگاه‌ ها، نحوه استفاده از دلارهای نفتی به گونه ‌ای که موجب افزایش پایه پولی و به تبع آن افزایش نقدینگی نشود، اصلاح ساختار مالیاتی، اصلاح بازارهای مالی و افزایش سرمایه‌گذاری‌ های برخوردار از توجیه اقتصادی به نحوی که به افزایش تولید منجر شده، پرهیز از سیاست‌ های انبساطی پولی و سیاست ‌هایی که عواقبی چون فعالیت های رانت‌ جویانه و دلالی دارد (مانند بازار مسکن)، زیرا تخصیص بهینه را به خطر می‌اندازد و در نهایت افزایش تولید و بهره ‌وری است.

شرایط اقتصادی ایران به‌طور بالقوه آمادگی پذیرش پدیده‌ رکود تورمی را دارد. ویژگی ‌های ساختاری اقتصاد ایران، کسری بودجه‌ های مداوم و شوک‌ های ارزی حاصل از درآمد نفت و بی ‌انضباطی مالی دولت و سیاست انبساطی پولی از مهم‌ترین عوامل بروز این پدیده در کشور هستند. لذا دولت می ‌تواند با هماهنگی کامل با سیاست‌ های مالی و پولی از افزایش بی‌رویه در هزینه‌ های جاری خودداری کند و هزینه ‌ها را متناسب با منابع داخلی درآمدی (مالیاتی، صادرات غیرنفتی و…) در بودجه‌ سالانه لحاظ کند و علاوه‌ بر آن، خود را پایبند به بودجه‌ مصوب ‌شده نماید و خارج از چارچوب آن هزینه نکند.

انضباط مالی و رکود تورمی

در واقع انضباط مالی دولت از عوامل مهم جلوگیری از بروز پدیده‌ رکود تورمی در ایران است. در مجموع، رکود حاصل از بخش عرضه و تورم ناشی از بخش تقاضا، که هر دو از کاهش درآمدهای نفتی نشئت گرفته‌اند، منجر به ظهور رکود تورمی می‌شود. در زمان‌هایی که درآمدهای نفتی افزایش داشته است، شاهد رونق اقتصادی و در زمان‌هایی که کاهش درآمد داشته‌ایم،

با رکود اقتصادی مواجه بوده‌ایم. براساس مشاهدات، در سال‌هایی که درآمدهای نفتی روندی صعودی داشته‌اند، نقدینگی روندی نمایی و روند کسری بودجه نیز بسیار افزایشی بوده است. به این مفهوم که با افزایش درآمدهای نفتی و تزریق آن به بازار، به علت مشکلات ساختاری اقتصاد قدرت جذب آن را نداشته و قیمت‌ها در مواجهه با حجم عظیم نقدینگی افزایش یافته است.

کد تخفیف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*